محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1566
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خود بجمله برويم و كار او را كفايت كنيم ، و ما چهل هزار مرديم كه ما را نام اندر ديوان است . حجّاج گفتا : برويد . پس آن چهل هزار مرد برفتند و عبد الرّحمن بن محمّد الاشعث نيز با ده هزار مرد از جوانان كوفه برفت كه نامشان اندر ديوان نبود . و حجّاج عتّاب بن ورقاء بر اين پنجه هزار مرد سپهسالار كرد . و شبيب به مداين بود . سپاه عرض كرد ، هزار مرد گرد آمده بودند ، و از آن جمله سيصد مرد بگزيد و پيش اين پنجاه هزار مرد آمد به ساباط ، آنجا كه امروز بغداد است . و هر دو سپاه فرود آمدند بر آنكه فردا حرب كنند . شبيب صبر كرد تا شب تاريك شد ، و بر آن پنجاه هزار مرد شبيخون كرد ، و شمشير اندر نهاد و همى كشتند . و ايشان هزيمت شدند . و عتاب سپاه را همى خواند ، كس به دو ننگريد . پس عتّاب را بيفگند [ ند ] و بانگ كردند كه عتّاب را كشتيم . و لشكر هزيمت شدند ، و هم چنان از پس هزيمتيان همى شدند و همى كشتند . چون روز بود ، شبيب فرود آمد و منادى بانگ كرد به بيعت آن مردمان . از بيم بيعت كردند و با ايشان به لشكرگاه ايشان باز شد ، و آن خواسته را همه غنيمت كرد ، و هزيمتيان به كوفه اندر شدند ، و مردمان شام شش هزار مرد آمده بودند ، و حجّاج ايشان را [ 332 b ] به كوفه همى داشت . چون كوفيان به هزيمت باز آمدند ، حجّاج گفت : سپاه عراق را من دانم ، كه نصرت از اهل عراق بگرديده است . و شبيب ديگر روز روى به كوفه نهاد . حجّاج سپاه شام را بساخت و بيرون آورد ، شش هزار مرد به در كوفه ، و لشكرگاه بزد ، و شبيب با آن ششصد مرد خويش ، و با آن كوفيان كه با وى بيعت كرده بودند به در كوفه . و آن كوفيان كه با شبيب بيعت كردند پنداشتند كه حجّاج بگريزد . چون حجّاج نگريخت ، ايشان همه به كوفه اندر شدند ، و شبيب با آن ششصد مرد خود بماند كه با وى بودند و از مداين با وى آمده بودند ، حرب را بياراستند با سپاه شام و حرب كردند . و الله اعلم بالصّواب . خبر حرب شبيب با حجّاج و سپاه شام و شبيب به نزديكى حجّاج فرود آمد بر يك فرسنگ . و حجّاج سپاه شام را عرض كرد ، و عتّاب بن ورقا را پسرى بود نامش خالد بن عتّاب ، او را سپاهسالار كرد و گفت : امروز خون پدر خود را طلب كن . پس حجّاج حارث بن معاوية الثقفى را بخواند و او را هزار و دويست مرد بداد و پيش شبيب فرستاد . شبيب با وى حرب كرد و حارث را بشكست و ياران حارث به هزيمت نزد حجّاج